الشيخ عباس القمي
940
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
استيلاى مغول و تتار و انقراض ملك بنى العباس و كشته شدن ايشان بر دست هلاكو خان ، لاجرم وقتى كه هلاكو خان به حوالى بغداد رسيد پدرم شيخ سديد الدين و سيد ابن طاووس و چند كس ديگر از اكابر و افاضل مشهد نجف و كوفه و حله ، كتابتى به هلاكو نوشتند و طلب امان از [ او ] نمودند . پس هلاكو ايشان را به نزد خود طلبيد و چون ايشان ترسيدند كه بىامان نزد او روند پدر من تنها به خدمت هلاكو رفت آنگاه هلاكو از او پرسيد كه ، سبب چه بود كه پيش از آثار ظفر من بر بغداد كتابت نوشتيد و طلب امان نموديد ؟ گفت : سبب اين است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام ما را از ظهور تو خبر داده و فرموده كه ، ترك بر آخر خلفاى بنى العباس وارد خواهد شد و پادشاه ايشان مرد جهور صاحب اقبال خواهد بود كه به هيچ قلعه و شهرى نگذرد كه آن را فتح نكند و هيچ رايتى در مقابل او برپا نشود كه نگونسار نگردد . واى بر كسى كه شيوهء مخالفت و معادات پردازد . و چون از نقل اين خبر كرامت اثر فارغ شد ، هلاكو با او طريقهء تعظيم و لطف مسلوك داشته ، خطّ امان اهل مشهد و كوفه و حله به او عنايت فرمود و آن بقعهء مباركه از تركتاز مغول و تتار علىرغم انف مخالفان جهول سالم ماند . و وجه تأييد اين است كه اگر اهل آن ديار را علم به ايمان هلاكو نبودى كى جرأت بر مكاتبه و ملاقات او مىنمودى و چگونه كلام حضرت امير عليه السّلام را بر او حجت مىساختند ، و از چنان بلاى ناگهان خط امان مىگرفتند . و همانا اشاره به اين معنى است آنكه قاضى نظام الدين اصفهانى در بعضى از قصايد كه سابقا در احوال او مذكور شد و آن را مصدّر به مدح اهل البيت عليهم السّلام و مذيّل به تعريف خواجه بهاء الدين محمد جوينى ساخته گفته كه شعر : قل للنّواصب كفوّا لا أبا لكم * لشيعة الحقّ يأبى اللّه تهوينا أعاد أهل ملوك الترك رونقهم * و زادهم ببهاء الدين تمكينا « 1 » از آثار هلاكو رصد مراغه است كه به توجه نحرير عديم النظير خواجه نصير الدين محمد طوسى - طيب اللّه مشهده - صورتى پيدا كرد به « زيج خانى » موسوم گشت ، آخر هلاكو در نهم ربيع الآخر سنه ثلاث و ستين وفات يافت « 2 » - انتهى .
--> ( 1 ) . روضات الجنات ، ج 2 ، ص 263 ( 2 ) . مجالس المؤمنين ، ج 2 ، ص 350 - 353